نظر علي الطالقاني
245
كاشف الأسرار ( فارسى )
و در چند حديث اين مضمون وارد شده كه اسلام در اوّل امر و ابتداى كار غريب بود و بعد از اين هم غريب خواهد شد ، پس طوبى و گوارائى باد براى غرباى اسلام . راويان سؤال از شرح اين سخن نمودند . فرمودند كه قائم ما ( ع ) خلايق را به سوى احكام تازه دعوت مىنمايد و دعوت را از سر مىگيرد و از سر نو خلايق را دعوت مىكند چنانچه رسول خدا ( ص ) با دعوت تازه ، خلايق را دعوت نمود . 101 زراره به حضرت باقر ( ع ) عرض كرد كه آيا قائم ( ع ) به سيرت و طريقهء رسول خدا ( ص ) رفتار مىكند ؟ فرمود هيهات هيهات ، آن حضرت به طريقهء رسول خدا رفتار نمىكند . تا آخر حديث . 102 عبد اللّه بن عطا از آن بزرگوار پرسيد كه قائم ( ع ) به كدام طريقه رفتار مىكند ؟ فرمود بر هم مىزند آن احكام را كه پيشتر از او بود چنانچه رسول خدا ( ص ) احكام سابقه را بر هم زد ، و اسلام تازه احداث مىكند . 103 صادق ( ع ) فرمود در وقتى كه مردى در پشت سر قائم مىايستد و به حكم آن حضرت امر و نهى مىكند ، مىفرمايد او را بگردانيد ، به پيش روى آوريد . و چون بياورند ، مىفرمايد گردنش را مىزنند . بعد از آن در ميان مشرق و مغرب چيزى نمىماند مگر آنكه از او مىترسد . 104 و در روايت ديگر فرمود گويا مىبينم قائم ( ع ) را در بالاى منبر در حالتى كه در برش قبائى باشد ، پس از زير قبايش مكتوبى كه با مهر طلا سر به مهر شده بيرون مىآورد و آن را به خلايق مىخواند . چون آن را مىشنوند مانند گريختن گوسفند از گرگ به سرعت از او مىگريزند و در خدمتش نمىماند مگر نقباء . پس آن حضرت سخنى مىفرمايد ، ايشان هم از آن سخن مىگريزند و آنان كه گريختهاند ملجأ و پناهى نمىيابند تا آنكه به خدمت آن حضرت بر مىگردند . و به درستى كه من هرآينه مىدانم آن سخن را كه آن حضرت مىفرمايد . 105 مؤلّف گويد از اين احاديث بفهم معنى فقرهء دعاى افتتح الثّناء كه فرمود مكّن له دينه الّذى ارتضيته له يعنى خدايا متمكّن ساز از براى قائم عجّل اللّه فرجه دين منتسب و مضاف به او را آنچنان دينى كه پسنديدهاى و رضاشدهاى او را از براى او . و ايضا بدان كه اينها نسخ شريعت خاتم ( ص ) نيست و عين شريعت او است و آن معلّم جهان و مربّى عالم امكان به هر يك از اوصياء و ائمّه ، طريقهاى سپرده بود از شريعت خود كه به آن رفتار نمايد و هر يك به آنچه مأمور بودند نمودند و همچنين قائم ( ع ) نيز به آنچه مأمور